پگاه حوزه
(١)
ضرورت مديريت شادي و هيجان -
١ ص
(٢)
بقا و زوال امپراتوري ايالات متحده -
٢ ص
(٣)
تهاجم امريكا به عراق و افغانستان - ابوالفضلی حسین
٣ ص
(٤)
طالبان و هلال بنيادگرايي - کاظمی جمال
٤ ص
(٥)
مطالبات و آسيبهاي جنبش دانشجويي - مقیمی غلامحسین
٥ ص
(٦)
نقد روايت ايدئولوژيك از جهاني شدن(2) -
٦ ص
(٧)
نقش روشنفكران ايراني در فرآيند توسعه و نوسازي -
٧ ص
(٨)
رهيافتهايي در اجتهاد و نوگرايي - بهزادیان مهدی
٨ ص
(٩)
مطالعات تطبيقي در پژوهشهاي ديني ضروري است -
٩ ص
(١٠)
افت تحصيلي، توهم يا واقعيت؟! -
١٠ ص
(١١)
نگاهي دوباره به پديدهي فرار مغزها از حوزه -
١١ ص
(١٢)
گفتمان نظري پست مدرنيسم در ايران - درجزی فریبرز
١٢ ص
(١٣)
فيلسوفان تجربهگرا و انديشهي دموكراسي - پارسانیا حمید رضا
١٣ ص
(١٤)
اقتضاها و امتناعهاي ساختاري ـ ذهني آزادي سياسي - شفیعی محمود
١٤ ص
(١٥)
پيشگامان اصلاح ديني و دموكراسي - میراحمدی منصور
١٥ ص
(١٦)
نگرش كاركردگرايانه به زبان - کرمی پور الله کرم
١٦ ص
(١٧)
پيوند آسمان و زمين - احمدی امیر
١٧ ص
(١٨)
پنجمين همايش همانديشي دين از نگاه سينما
١٨ ص

پگاه حوزه - دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم - الصفحة ١٠ - افت تحصيلي، توهم يا واقعيت؟!

افت تحصيلي، توهم يا واقعيت؟!


گفت‌وگواز:علي‌اقليدي‌نژاد

در آغاز در مورد دفتر برنامه‌ريزي آموزشي توضيحات مختصري را بيان كنيد. اين بخش از چه زماني و چگونه تشكيل شد و امروزه به چه فعاليت‌هايي مشغول است؟
همه‌ي كارهايي كه ما انجام داديم بر تجربيات گذاشته استوار بوده است. در گذشته براي كار برنامه‌ريزي آموزشي تلاش‌هاي زيادي صورت مي‌گرفت. جناب آقاي بوشهري به ما دستور دادند اين تلاش‌ها رابه صورت قانون‌مند در آوريم، ايشان اولين كسي بودند كه بخش معاونت طرح و برنامه را در حوزه به وجود آوردند. البته معاون طرح و برنامه وارد تشكيلات كلان حوزه مي‌شد، ولي در خصوص آموزش بايد برنامه‌ريزي‌هايي را انجام مي‌داديم كه يكي از نمونه‌هاي آن، بازنگري عميق درنظام آموزشي مدارسِ تحت برنامه بود. پس از يك بررسي دقيق متوجه شديم كه مشكلات بسيار زياد است و به انجام يك كار اساسي احتياج داريم. اكنون اين كار انجام گرفته و هر روز شاهد پيشرفت آن هستيم. البته بايد اعتراف كرد كه به علت نبود امكانات و نيروي انساني كارآمد و متخصص نمي‌توان نتيجه‌ي لازم در همه‌ي امور را به دست آورد.
امّا بخشي كه تاكنون فعاليت قابل توجهي نداشته و مسئوليت آن نيز بر عهده‌ي اينجانب مي‌باشد، دفتر برنامه‌ريزي امور برنامه‌اي معاونت آموزشي‌است كه وظيفه‌ي كلي آن قانونمند كردن نظام حوزه است. مساله‌اي كه اكنون بيشترمورد توجه ما قرار دارد، مساله‌ي ارزيابي است. در نظام آموزش و پرورش در آخر هر سال يا اخر هر ترم نتايج به دست آمده توسط هر دانش‌آموز، مورد بررسي قرارمي گيرد و دانش‌آموزاني كه كسري واحد داشته باشند مجبور مي‌شوند آن دروس را جبران كنند. اما حوزه اين جور نظام‌مند نبود براي مثال يك طلبه در لمعه، مكاسب، رسايل و كفايه شركت مي‌كرد و بعضي را قبول مي‌شد يا نمي‌شد در پايه ودرس بعدي شركت مي‌كرد. اين ضعف از نوپا بودن اين برنامه سرچشمه مي‌گرفت. در آن زمان هيچ نهادي وجود نداشت كه ادامه‌ي تحصيل طلبه‌ها را كنترل كند. تا اين كه عده‌اي از دوستان پيشنهاد كردند، بخشي به عنوان بررسي پرونده تشكيل شود. اين كار هم بدون برنامه‌ريزي و توسط كارمندان تشكيل شد.
وقتي مسئوليت اين بخش را ما به عهده گرفتيم با كمك افرادي كه درگذشته در اين بخش كار مي‌كردند نقايص كار را پيدا كرديم، آنگاه متوجه شديم كه بزرگترين مساله عدم ثبت كارهاي انجام شده و هدر رفتن كار است؛ يعني افرادمتعددي براي انجام يك كار گماشته مي‌شدند و كارها به علت اختلاف سليقه نتايج متفاوتي به همراه داشت. اين تفاوت در بيان نتايج، موجب به وجود آمدن مسايلي مي‌شد. به همين دليل جدول‌هاي بزرگي تنظيم كرديم ـ بعضي ازدوستان مي‌گفتند، اين بلند پروازي است و ما به اين اندازه اطلاعات ريز نياز نداريم ـ و بالاجبار تمام جزئيات را در آن قرار داديم. سپس به كارشناسان معدودي كه در اختيار داشتيم دستور داديم تمام اطلاعات خود درباره‌ي هر طلبه را بنويسند و امضاء كنند. ديگر يك نفر متصدي كارها بود و طلبه طرف خود را مي‌شناخت. وقتي همه‌ي مطالب نوشته شد تنش‌هايي به وجود آمد، زيرا بسياري از دروسي كه طلاب گذرانده بودند، ثبت نشده بود و از نظر ما به حساب نمي‌آمد. به همين دليل مسايلي به وجود آمد و ما هم چاره‌اي جز ارايه‌ي محتويات پرونده نداشتيم.
امروزه با بحثي به نام «افت تحصيلي» مواجه هستيم. شايد افت تحصيلي، به نوعي در كنار برنامه‌ريزي آموزشي ارزيابي شود؛ به عبارت ديگر به هر اندازه كه برنامه‌ها پويايي و هم‌خواني كمتري داشته باشند و نتوانند هم زباني لازم را با مخاطبين خود برقرار كنند، دچار افت تحصيلي بيشتري خواهند شد. اگر ممكن است توضيحاتي در اين زمينه بيان بفرماييد و مشكلات خود را ذكر كنيد. چون ظاهرا عقيده‌ي رايج بين طلاب اين است كه مسئولين هيچ فكري براي اين مشكلات نمي‌كنند.
البته وجود مسئله‌ي افت تحصيلي در بعضي از جاها قابل انكار نيست، ولي نبايد اين مساله را از نظر دور داشت كه حوزه‌ي فعلي با گذشته قابل مقايسه نيست. براي مثال نگوييم كه در گذشته علما اين طور تربيت مي‌شدند. اگر درگذشته قرار بود علما در همه جاي مملكت پراكنده شوند و مسئوليت‌هاي بالا تا پايين را به عهده بگيرند، چه تعدادشان در حوزه مي‌ماندند؟ بنابراين مي‌توان گفت ما در حوزه افت تحصيلي نداريم، گسترش مسئوليت‌هاي علما موجب افت تحصيلي شده است. اگر روزي همه‌ي اين علما مسئوليت‌هاي خود را تحويل داده و در قم جمع شوند و مانند قبل از انقلاب همگي به تدريس و كار علمي مشغول شوند خواهيم ديد كه همه‌ي اين مسايل از بين مي‌رود. هم‌چنين نمي‌توان اين مساله را از نظر دور داشت كه عده‌ي زيادي از طلاب به صورت سطحي درس مي‌خوانند، اين مساله از عوامل زيادي نشات مي‌گيرد؛ يكي از اين عوامل مساله‌ي پذيرش طلاب است. وقتي استعدادهاي پائين را پذيرش مي‌كنيم هرچه فشار بياوريم نمي‌توانيم پيشرفت كنيم. حوزه علاوه بر تدين و تقوا، استعداد خوب مي‌خواهد. اگر يك نفر عاشق حوزه باشد، ولي استعداد نداشته باشد، نمي‌تواند پيشرفت كند. البته براي دلگرم كردن افرادي كه استعداد بالايي ندارند افرادي مانند سكاكي را ـ كه استعداد كمي داشتند ولي با تلاش به مقاصد خود رسيدند ـ مثال مي‌آوريم، ولي ما نمي‌توانيم استثنا را ملاك كلي قرار دهيم. قاعده اين است كه افراد كم استعداد در حوزه پيشرفت نمي‌كنند. اگر ما افراد كم استعداد را بپذيريم و اين‌ها نتوانند در درس‌ها پيشرفت كنند، مقصر كيست؟
به علاوه ما هنوز بر روي ماهيت تحصيلات حوزوي دقت نكرده‌ايم، آيا ماهيتِ اين تحصيلات عالي است يا متوسط؟ اگر خوب دقت كنيم مي‌بينيم كه ماهيت تحصيلات حوزوي ماهيتي عالي است. بنابراين، اگر ما شخصي را از دوره‌ي راهنمايي بپذيريم، بايد سه تا چهار سال اول او را در يك قرنطينه‌ي علمي و تحت يك هدايت تحصيلي قرار دهيم، تا آمادگي درك مطالب حوزوي را به دست آورد. اگر ما برنامه‌اي تدوين كنيم كه در آن سيكل، ديپلم، ليسانس و فوق ليسانس در يك كلاس بنشينند، در نتيجه بايد سعي كنيم حد متوسط را رعايت كنيم كه اين مساله افت تحصيلي را در پي خواهد داشت. اگر بخواهيم تحصيل پيشرفت كند، بايد گروه‌هاي تحصيلي را جدا كنيم و برنامه‌هاي متناسب با هر گروه را به آن‌ها ارايه نماييم. سطح درك طلبه‌ها متفاوت است؛ طلبه‌اي درس را دو ماهه تمام مي‌كند و خوب و عميق مي‌فهمد، ديگري همان درس را در عرض يك سال مي‌خواند. نمي‌توان اين دو طلبه را با يكديگر يكسان فرض كرد. به علاوه در گذشته ابتدا جامع المقدمات، سيوطي و مغني مي‌خواندند، سپس به سراغ معالم و شرح لمعه و بعد رسائل، مكاسب و كفايه مي‌رفتند، اما در حال حاضر فقط در پايه‌ي اول ده تا يازده ماده‌ي درسي مانند صرف، نحو، تجويد، تاريخ و... تدريس مي‌شود. وقتي كه دروس متنوع و زياد مي‌شوند اگر به موقع از هم جدا و تخصصي نشوند، دچار افت تحصيلي خواهيم شد. عالم بزرگي مي‌گفت: «من با هيچ ذي فني رو در رو نشدم مگر آن كه او بر من غلبه كرد و با هيچ ذي فنوني مواجه نشدم مگر اين كه بر او غالب شدم. ذي فنون مغلوب مي‌شود، اما ذي فن غالب مي‌گردد. به هر حال ما بايد هر چه زودتر رشته‌هاي تحصيلي طلاب را جدا و تخصصي بكنيم.
در حال حاضر طلاب طي ده سال دروس عمومي را مي‌گذرانند و اگر با ديپلم آمده باشند در دوران نشاط علمي خود ـ يعني هيجده سالگي ـ به سر مي‌برند. پس از ده سال كه سطح را تمام مي‌كنند، بيست و هشت ساله هستند. در صورتي كه طلبه بايد در سن ٢٥ يا ٢٦ سالگي بازدهي خود را نشان دهد. بنابراين نمي‌توان در سن ٢٨ سالگي به شخصي گفت كه كار را به صورت تخصصي دنبال كنيد. براي مثال به او بگوييم: بعد از ظهرها از ساعت ٢ به بعد براي گذراندن آموزش‌هاي تخصصي در سر كلاس حاضر شويد، البته به شرط اين كه صبح‌ها در درس اصول و فقه شركت كنيد؛ به عبارت ديگر اگر ما برنامه‌ريزي درستي انجام دهيم و به موقع دروس را تخصصي كنيم، مي‌توانيم افت تحصيلي را پايين بياوريم. در حال حاضر كار آموزشي در حوزه به صورت طاقت فرسايي انجام مي‌گيرد. من از ابتداي تحصيل، پس از اتمام هر جلسه، تاريخ آن را در كتاب درج مي‌كردم تعداد جلسات هر درس ١٢٥ جلسه (كمتر يا بيشتر) بود، اما حالا در مدارس براي هر درس ١٧٠ جلسه‌ي درسي برگزار مي‌شود. ما ١٢٥ روز درسي داشتيم، اما حالا با ١٧٠ روز درسي، دچار افت تحصيلي هستيم.
علت اين امر را بايد در جاي ديگري جست‌وجو كرد. كار تحصيلي طاقت فرسا است و بايد برنامه‌ها را به گونه‌اي تنظيم كرد كه افت تحصيلي به وجود نيايد.

اكثر بزرگان حوزه از رده‌هاي عالي و مديريتي وقتي با ما صحبت مي‌كنند، همگي به اين مشكلات اشاره دارند و همه‌ي آن‌ها در صدد حل اين مشكلات هستند، ولي وقتي از جنبه‌ي عملي به مسايل نگاه مي‌كنيم متوجه مي‌شويم كه اكثر كارها همچنان انجام نگرفته و بسياري از كارها حتي در مراحل پايين نيز پيش نمي‌رود يا با كندي بسيار پيش مي‌رود. به نظر شما راز اين عدم پيشرفت در مسايل حوزوي چيست؟
ما به عنوان يك طلبه از مراجع توقع داريم كه دور هم بنشينند و به مسايل حوزه رسيدگي كنند. در غير اين صورت ممكن است به حوزه آسيب برسد، مسلما مقام معظم رهبري نيز از اين مساله استقبال خواهند كرد. مديريت حوزه نيز در چنين جلسه‌اي گزارش كار خود را ارايه نمايد و مشكلات را بيان كند. اين طور نيست كه مديريت حوزه از مشكلات بي‌اطلاع باشد، بلكه در بسياري از مواقع قدرت اجرايي ندارند. به نظر من اين امور كلان مانع جهت دار شدن حوزه مي‌شود، در نتيجه مشكلات حل نمي‌شود، جاي ترديد نيست كه مقام معظم رهبري با تمام وجود به حوزه كمك مي‌كنند.
هنگامي كه مديريت تقويت شد، قدم اول برداشته شده است. سپس اين مديريت بايد به يك مركز اطلاعاتي قوي مجهز شود؛ يك بانك اطلاعاتي بزرگ با همه‌ي متخصصان مورد نياز.

آيا در حال حاضر حوزه از اين مديريت بهره‌مند است يا خير؟
حوزه نيروي انساني لازم را در اختيار دارد. در مديريت و ساماندهي ما بيشتر به يك تفكر سيستمي نيازمند هستيم؛ به عبارت ديگر همه‌ي امكانات لازم وجود دارد ولي استفاده‌ي بهينه از آن‌ها صورت نمي‌گيرد. براي مثال كامپيوتر به مقدار لازم در مديريت حوزه و دفتر تبليغات و... وجود دارد، ولي استفاده‌ي لازم از آن‌ها به عمل نمي‌آيد. يا طلبه براي گرفتن يك گواهي بايد به شش اتاق برود، در صورتي كه مي‌توان با مديريتِ درست كار او را در يك اتاق انجام داد.

به بحث امكانات اشاره فرموديد. به نظر مي‌رسد كه ما به اندازه كافي امكانات كافي داشته باشيم، ولي نيروهاي كارآمدي كه بتوانند از اين امكانات استفاده كنند را در اختيار نداريم. از طرف ديگر ما با كمبود بودجه در حوزه و دولتي نشدن آن مواجه هستيم. نظر شما در اين رابطه چيست؟
در كشور ما نيروي متخصص به اندازه‌ي كافي وجود دارد. اما جاي تعجب است كه وقتي اداره يا نهادي تشكيل مي‌شود، نيروهايي در آن جمع مي‌شوند كه نيروي كاري و فكري نيستند، بلكه نيروهايي هستند كه بايد آنها را به كار وادار كنيم تا انجام وظيفه كنند. متاسفانه ما در جامعه‌ي خودمان نيروي برنامه‌ريز خيلي كم داريم و آن‌هايي كه ـ مثل بنده ـ نام خود را برنامه‌ريز گذشته‌اند، برنامه‌ريزي را از مطالعات متفرقه به دست آورده‌اند.

امروزه در دانشگاه‌هاي ما حتي سطح دكتراي برنامه‌ريزي آموزش داده مي‌شود، ولي حوزه از اين متخصصين بهره‌مند نمي‌شود. در اين زمينه نظر شما چيست؟
ما بايد بپذيريم كه همه‌ي امور را طلبه‌اي كه رسائل، مكاسب و كفايه خوانده نمي‌تواند اداره كند. چند درصد از مسئولين كتابخانه‌هاي ما دكتراي كتابداري دارند؟ زيرا هنوز باور نكرده‌ايم كه برنامه‌ريزي، علمي دارد كه به وسيله‌ي آن مي‌توان پيشرفت كرد.

حوزه‌هاي علميه متولي اصلي حكومت ديني و تامين كننده‌ي نيازهاي فكري و انساني آن مي‌باشند. بنابراين وظيفه‌ي حوزه پاسخ‌گويي به اين نيازها است. با توجه به روند كندي كه ما در پيش گرفته‌ايم آينده‌ي حوزه چگونه است؟ آيا ما موفقيت‌هاي چشمگيري خواهيم داشت يا...
همين كه تلاش و انتقاد مي‌كنيم، نشان‌دهنده‌ي اميد است. البته به اين اصل معتقديم كه اين نظام براي آقا امام زمان (عج) است و آن حضرت خود ناظر كارهاي ما است. البته «من يرتد منكم عن دينه فسوف ياتي الله بقوم يحبّهم و يحبّونه» خدا قول داده است كه اسلام را حفظ كند، امّا قول نداده است كه اسلام را براي ما حفظ كند؛ به عبارت ديگر اگر ما كار خود را درست انجام ندهيم كسان ديگري مي‌آيند كه پرچم اسلام را به دست مي‌گيرند. ما اميداويم با تلاش نيروهاي جوان، خوشفكر و منتقد كارها را به مراحل خوبي برسانيم.